به گزارش پایگاه خبری قهستان نیوز تاریخ را همیشه اشخاص نمیسازند؛ گاهی یک جریان فکری، سرنوشت یک ملت را برای دههها رقم میزند. در ایران معاصر نیز بیش از یک قرن است که دو نگاه در برابر هم ایستادهاند؛ یک نگاه، پیشرفت را در اعتماد به ملت ایران، جوانان و توان داخلی میبیند و نگاه دیگر، راه نجات را در غرب، تقلید از غرب و اعتماد به آن جستوجو میکند.
آغاز این جریان را میتوان در سخن مشهور تقیزاده دید؛ آنجا که گفت ایران باید «از فرق سر تا ناخن پا غربی شود». این جمله، تنها یک اظهار نظر نبود؛ مانیفست تفکری بود که آینده ایران را نه در ظرفیتهای ملی، بلکه در غرب میدید.
سالها بعد، همین نگاه در سخنان رزمآرا جلوهای دیگر یافت؛ آنجا که توان ایرانی را تا ساختن یک «لولهنگ» نیز پایین آورد. پس از انقلاب نیز این تفکر از میان نرفت؛ تنها ادبیاتش تغییر کرد. از دولت موقت تا القای ناتوانی ایران در برابر دشمن، از کوچک شمردن توان صنعتی کشور به قرمه سبزی تا بزرگنمایی قدرت آمریکا بافشار یک دکمه و رژیم صهیونیستی با از جا درآورن تیر برق های کشور و امروز نیز محدود افرادی با استدلال تامین امنیت و معیشت مردم، به دلیل برتری بودجه نظامی دشمن و امکان زدن زیرساخت ها و ده ها گذاره دیگر مقاومت را بیفایده می دانند. همه این گزارهها یک پیام مشترک دارند: «ایران نمیتواند.»
رهبر شهید انقلاب اسلامی در سخنرانی نوروزی سال ۱۳۹۸ در حرم مطهر رضوی، این خط فکری را بهروشنی نقد کردند. ایشان تأکید کردند که جمهوری اسلامی مخالف ارتباط با کشورهای غربی نیست، اما هشدار دادند: «ارتباط اشکال ندارد؛ دنبالهروی اشکال دارد، اعتماد اشکال دارد.»و تصریح کردند که بخشی از مشکلات کشور، نتیجه اعتماد به غرب بوده است.
ایشان در ادامه، ریشه این مسئله را معرفی کردند و از «تقیزادههای جدید» سخن گفتند؛ کسانی که غرب را بزک میکنند، کاستیهای آن را میپوشانند و سبک زندگی و الگوهای غربی را به جامعه تزریق میکنند. به تعبیر ایشان، اگرچه دیگر آشکارا از «غربی شدن از فرق سر تا ناخن پا» سخن نمیگویند، اما همان اندیشه را با ادبیاتی جدید دنبال میکنند.
چهار دهه گذشته، داور این دو نگاه بوده است. هرجا به جوان ایرانی اعتماد شد، از صنایع دفاعی و موشکی تا فناوری هستهای، نانو، پزشکی و هوافضا، بنبستها شکسته شد؛ و هرجا صدای «نمیتوانیم» غلبه کرد، فرصتها از دست رفت.
امروز نیز مهمترین نبرد ایران، نه فقط در میدان سیاست و اقتصاد، بلکه در عرصه اندیشه است؛ نبرد میان «تقیزادههای جدید» و جریان خودباوری ملی. زیرا هیچ ملتی با خودتحقیری به پیشرفت نرسیده و هیچ تمدنی بر پایه اعتماد به دشمن و بیاعتمادی به مردم خود ساخته نشده است.














